برای رهایی از بیماری حسادت چه باید کرد؟

برای رهایی از بیماری حسادت چه باید کرد؟

برای رهایی از بیماری حسادت چه باید کرد؟

با مطالعه تاریخ اسلام و توجهی به قرآن کریم، به راحتی و وضوح به جریان هایی بر میخوریم که ریشه در این رذیله اخلاقی دارند؛ رذیله ی اخلاقی که ریشه ی بسیار ی از ناهنجاری ها و جنایات بزرگ است ادامه مطلب

دوستی با جنس مخالف

وقتی در مقام مقایسة دو چیز بر می‌آییم و نتیجة دو عمل مختلف را یک چیز مساوی قرار می‌دهیم، گویی در دوکفة ترازو دو چیز برابر با هم را قرار داده‌ایم.

ادامه مطلب

غفلت

غفلت

قرار ملاقات مهمی داریم در شهری که برای اولین بار وارد آن شده‌ایم، با خیابان‌های پیچ در پیچ فراوان و احتمال جدی گم شدن. تازه به ما می‌گویند اگر به اشتباه وارد بعضی از بخش‌های شهر شویم ممکن است گیر انسان‌های شرور بیفتیم؛ گرچه جاهای دیدنی هم در شهر زیاد است. البته نقشه داریم فقط وقت زیادی نداریم و باید در عین سرعت، دقت هم داشته باشیم.  در این شرایط ممکن است به یکی از شیوه‌های زیر عمل کنیم… ادامه مطلب

شهوت

شهوت

یک بازی جالب با بچه‌ها انجام دهید. تعدادی عکس از حیوانات مختلف تهیه کنید. مثلا بیست‌تا. بعد در یک فرصت کوتاه پشت سرهم به بچه‌ها نشان بدهید و بعد از جلوی چشمشان بردارید. (البته باید این بازی تک‌تک انجام شود) بعد از کسی که عکس‌ها را دیده بخواهید آنها را اسم ببرد. احتمالا حافظه او کمک می‌کند تعدادی از آن حیوانات را اسم ببرد. ادامه مطلب

ریاکاری

ریاکاری

به بچه‌ها بگویید چشمانشان را ببندند و آن‌چه می‌گویید را تصور کنند:«یک زمین بزرگ کشاورزی به شما می‌دهند. دست تنها باید چندهکتار را اداره کنید. اما با خودتان می‌گویید ایراد ندارد. بالاخره زحمت می‌کشم و خودم از این فرصت استفاده می‌کنم. بعد کلی کلاس شرکت کنید تا کشاورزی یاد بگیرید. آن وقت بیایید یک تنه تمام زمین را آماده زراعت کنید. شخم بزنید، بذر بپاشید، آبیاری کنید، تا آن زمین بزرگ تبدیل شود یه یک مزرعه پربار گندم. ادامه مطلب

اسراف

اسراف

esraf_200603

به بچه‌ها بگویید اگر یک باغ پر از میوه داشته‌باشند و یک بار کلی مهمان برایشان بیاید. بعد که آنها رفتند ببینند کلی میوه نیمه خورده روی زمین افتاده و بعضی درخت‌ها را شکسته‌اند و شاخه‌ها را آتش زده‌اند؛ چه حالی می‌شوند؟ قطعا ناراحت خواهند شد. حالا عجیب نیست که از اسراف در مصرف نعمت‌های خدا خجالت نمی‌کشیم؟
ما معتقدیم ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند که ما بتوانیم زندگی بهتری داشته‌باشیم. حالا همان خدایی که این همه نعمت را در اختیار ما قرار داده است می گوید از اینها درست استفاده کنید:«کلوا واشربوا ولاتسرفوا» یعنی بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید. صورت مسأله کاملا روشن است. ما به خدایی خدا که شک نداریم. می‌دانیم همه چیز از آن اوست و ما هم میهمانان این کرة خاکی هستیم. پس باید از این موهبت‌های الهی درست استفاده کنیم.

مصادیق اسراف
در مورد مثال بالا، هنری نکرده‌ایم که تشخیص بدهیم آن روش استفاده از باغ غلط است. ما اصولا از جایی که فکرش را نمی‌کنیم لطمه می‌خوریم. مثلا حواسمان نیست که بعد از عطسه یک عدد دستمال کاغذی برای پاک کردن ترشحات بینی کافی است. تازه اگر به سراغ پردة اتاق و آستین لباس نرویم!
یا مثلا پستة در بسته را راحت با دندان‌مان می‌شکنیم و حواسمان نیست که داریم به آن لطمه می‌زنیم. این هم می‌شود از مصادیق کفران نعمت. یا مثلا وقتی به جای این‌که یک شماره تلفن کوچک را کنار روزنامة باطله یادداشت کنیم، یک برگة سفید بزرگ برای این کار بر می‌داریم. وای به حالمان اگر برای وضو گرفتن در مصرف آب دقت نکنیم. دیگر آن چه نمازی خواهد بود، خدا می‌داند!
اگر این‌طوری به قضیه نگاه کنیم خیلی از رفتارهای ما اصلاح می‌شود.

گناه پنهانی
وقتی عملی که گناه است انجام می‌دهیم در وجدان خودمان پشیمان می‌شویم. چون آن عمل آشکارا از ما سرزده است. این به اصطلاح عذاب وجدان چیز خوبی است. ممکن است بالاخره روزی جلوی ما را بگیرد. اما برخی گناهان هستند که در ظاهر اصلا متوجه انجام‌شان نیستیم. فقط انسان آگاه و مؤمن واقعی است که با فهم درست می‌تواند مصادیق را پیدا کند. اسراف از جملة همان گناهان پنهانی است. زشتی اسراف خیلی اوقات خودش را به ما نشان نمی‌دهد. یعنی گاهی از روی نادانی و جهل این کار را انجام می‌دهیم وگاهی هم که علم به کارمان داریم، رفتارمان را توجیه می‌کنیم.
این توجیه‌ها خیلی جالب است. مثلا یک خانواده در مهمانی‌اش کلی غذا در رنگ‌های مختلف می‌دهد و می‌گوید «آبروداری» کردم یا «مهمان نوازی» کردم. با شلنگ آب به جان ماشین می‌افتیم و کلی در مصرف آب اسراف می‌کنیم. بعد می‌گوییم:«النظافه من الایمان»!
این همان چیزی است که قرآن می‌فرماید:« كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» (یونس/آیه 12) اين چنين براى اسرافكاران آنچه كه به جا مى‏آورند آراسته شده است.

یک اسراف بزرگ
اگر ببنید کسی یک کیسة بزرگ دارد پر از سنگ‌های قیمتی که همة دارایی او هستند. بعد کنار یک چاه بنشیند و یکی یکی آن سنگ‌ها را ته چاه بیاندازد و به صدایشان گوش کند، مطمئن می‌شوید که دیوانه است. اما از رفتار خودمان تعجب نمی‌کنیم. خدا به هر کداممان کلی سنگ قیمتی داده که ساعت به ساعت، بلکه لحظه به لحظة عمر ماست.
هر روز صبح از خواب بیدار می‌شویم و تا وقت خواب، داریم یکی یکی این سنگ‌ها را می‌اندازیم ته چاه زندگی. اگر در قبال این سرمایه چیزی که ارزشش را داشته‌باشد به دست نیاوریم عمرمان را تلف کرده‌ایم. این بزرگ‌ترین مصداق اسراف است.
گفتگوهای بیهوده، بازی با موبایل و شوخی‌های بی‌مورد پیامکی، خواندن کتاب‌های بی‌محتوا، گوش نکردن به صحبت‌های معلم سر کلاس، پرخوری، شب‌نشینی‌های بی‌فایده و … همگی مصادیق بارز اسراف و اتلاف عمر است.
حتی در کار خوب هم نباید اسراف کرد. مثلا کسی حق ندارد همة اموالش را ببخشد بعد خود و خانواده اش به گدایی بیفتند. یا آنقدر توی هیأت امام حسین علیه اسلام بنشیند که خدای نکرده نماز صبجش قضا شود.

تلنگر
این داستان عبرت انگیز را برای اعضای حلقة صالحین خود تعریف کنید:«یکی از بزرگان و عارفان روزی به در خانة قاضی بغداد رفت، در باز بود. وارد شد و خانه‌ای مجلل دید. درهای ظریف، فرش های رنگارنگ، ظرف‌های گرانبها. آب خواست تا وضو بگیرد. جایی هم نشسته بود که قاضی او را می‌دید. برای وضو دست‌ها و پاهایش را کامل شست. با کلی آب.
صدای قاضی درآمد که چقدر اسراف می‌کنی؟ این همه آب برای یک وضو گرفتن لازم نیست.
عارف هم جواب داد:«تو که زیاده روی در آب مباح را اسراف می‌دانی، چطور خانه‌ات این همه مجلل است؟! تو که نیازت با خانه‌ای از این کوچک‌تر هم مرتفع می‌شد.»
قاضی تکانی خورد و به خودش آمد.
همة ما به این تلنگرها نیاز داریم. باید یاد بگیریم همه چیز را به حد کفاف استفاده کنیم. و عمرمان را در بهترین راه خرج کنیم.

خشم

خشم

احتمالا تا به حال توی آینه نگاه نکرده‌اند. این جمله‌ای‌ست که باید به آدم‌های خشمگین و عصبی گفت. قطعا اگر در حالت عصبانیت خودشان را ببینند از این چهرة خودشان متنفر می‌شوند. رنگ چهره تغییر می‌کند، اعضای بدن به لرزه می افتند، گاهی حرف زدن هم با سختی انجام می‌شود، به خودشان لطمه می‌زنند و عاقبت هم چیزی تغییر نمی‌کند؛ یعنی این همه زحمت برای هیچ.

در ادامه… ادامه مطلب

غرور

غرور

سه تصویر زیر را برای مخاطب خود ترسیم کنید:
الف) بعد از نماز می‌خواهیم از مسجد بیرون برویم که می‌بینیم کفشمان را برده‌اند. کمی پرس و جو می‌کنیم و یکی دو نفر می گویند کار فلانی است؛ معتادی که برای پول دست به دزدی هم می‌زند. ما هم در دلمان به او لعنت می‌فرستیم و ته دلمان هم می‌گوییم:«من اهل مسجد و نماز و عضو بسیج هستم، و او یک معتاد بی‌دین و لاابالی» ادامه مطلب

چشم‌چرانی

چشم‌چرانی

یکی از معضلات نوجوانی به خصوص برای پسران، مسأله چشم‌چرانی است. چیزی که درست در نقطه مقابل بیماری خودنمایی است. فرد خودنما، از قرار گرفتن در معرض دید دیگران کسب لذت می‌کند اما چشم‌چران از تماشا و نگاه به دیگران لذت می‌برد. به عبارت دقیق‌تر «چشم‌رانی»، به معناي نگاه خيره و شهوت آلود به نامحرم است که با انگيزة لذت‌طلبي جنسي انجام مي‌شود.

در ادامه…
ادامه مطلب

حسادت

حسادت

یک روبات قاتل
به بچه‌ها بگویید یک دانشمند دیوانه و خبیث، را فرض کنند که روباتی می‌سازد برای آزار دادن مردم. برای این‌که روی ماشین‌ها خط بکشد، نگذارد مردم رفاه داشته‌باشند، دوچرخه بچه‌ها را پنچر کند. و آمادگی هر آزاری را داشته‌باشد. بعد هم برای او سنسور احساسات تعریف کند تا هر کس که حال بهتری داشت، بیشتر او را آزار بدهد. این‌طوری ممکن است حتی دست به قتل هم بزند.

در ادامه…
ادامه مطلب